رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس /// گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا /// سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

امام حسین (ع): 

 - عزّت و بى نيازى - هر دو - شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.

- آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

- بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه - اهل حقّ و صداقت باشد - از حقايق ، تبعيّت و پيروى كند.

- اى فرزند آدم ، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى ، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است - بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است - .

- اى فرزند آدم ، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان - و دوستان - تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.
و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست - پس مواظب اعمال و رفتار خود باش - .

- هركس گره اى از مشكلات مؤ منى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.

- اى فرزند آدم ، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه درپيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

- توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است ، پس نسبت به نعمت ها روى ، بر نگردانيد؛ وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.

- هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص ، عبادت و پرستش نمايد؛ خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تاءمين مى نمايد.

- چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم ، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم ، چون كه پدرم اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت نمود: كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

- من كشته گريه ها و اشك ها هستم ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.

 

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي /// با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد 

گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا /// تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد

 گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن /// عکس يک خنجر ز پشت سر پي مولا کشيد 

گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم /// راه عشق و عاشقي , مستي ونجوا را کشيد 

گفتمش تصويري از ليلي ومجنون را بکش /// عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد 

گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن /// در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد 

گفتمش از غربت ومظلومي و محنت بکش /// فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد 

گفتمش سختي و درد وآه گشته حاصلم /// گريه کرد آهي کشيد و زينب کبري کشيد 

گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق /// عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد 

گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين/// گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد

پ.ن۱: حق می داند که در بهداری قرب حسین /// درد ها را بیشتر عباس درمان می کند.

پ.ن۲: گر بود در ماتمی صد نوحه گــــر ///  آه صاحب درد را باشد اثــــر