رحمت

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند

آوازی شنید که ای ابوالحسن ،

خواهی که آنچه از تو میدانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند ؟

شیخ گفت: بار خدایا !

خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم

با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجده ات نکند ؟

آواز آمد : نه از تو ، نه از من .

*********************

***************

یا اله العاصین

حضرت موسی در كوه طور در مناجات خود عرض كرد: 

 یا اله العارفین (ای خدای عارفان)جواب آمد؛ لبیك (یعنی ندای تو را پذیرفتم). 

 سپس عرض ‍ كرد: یا اله المطیعین (ای خدا اطاعت كنندگان) جواب شنید لبیك، 

 سپس ‍ عرض كرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهكاران)، این دفعه سه بار شنید 

 لبیك،لبیک، لبیك . موسی عرض كرد: حكمتش چیست كه این دفعه سه بار شنیدم كه  

فرمودی لبیك، به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیكوكاران به كار نیك خود، و  

مطیعان به اطاعت خود، اعتماد دارند، ولی گنهكاران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از 

 درگاه من نا امید گردند، به درگاه چه كسی پناه ببرند؟! 

پ.ن1 :

 دلا بســوز که ســوز تو کــارها بکند /// نیــــاز نیم شبی دفع صد بــلا بکند

طبیب عشق مسیحادمست و مشفق لیک /// چو درد در تــو نبیند کــه را دوا بکند

تــو با خــدای خود انداز کار و دل خوش دار /// که رحــم اگــر نکند مدعی خـــدا بکند

 پ.ن2:

گر مرد رهی میان خون باید رفت /// از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه درنه و هیچ مپرس /// خود راه بگویدت که چون باید رفت

پ.ن3:

خدایا : این عزت مرا بس که بنده ی تو باشم و این فخر مرا بس که پروردگار من باشی

 تو آنچنانی که دوست می دارم، پس مرا چنان کن که دوست می داری.

  امام علی (ع)