خدایا بی پناهم ، ز تو جز تو نخواهم
خدایا ! عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر ، غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا ! به عهد خود وفا کن
خدایا ! بی پناهم ، ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است ، ببین غرق گناهم
دو دست دعا ، فرا برده ام - به سوی آسمانها
که تا پر کشم ، به باغ غمت - رها در کهکشانها
چو نیلوفر عاشقانه ، چنان می پیچم به پای تو
که سر تا پا عشق بود ، ز هر بندم در هوای تو
به دست یاری ، اگر که نگیری
تو دست ِ دلم را ، دگر که بگیرد ؟
به آه و زاری ، اگر نپذیری
شکسته دلم را ، دگر که پذیرد ؟
خدایا ! عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا ! به عهد خود وفا کن
خدایا ! بی پناهم ، ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است ، ببین غرق گناهم
دو دست دعا ، فرا برده ام - به سوی آسمانها
که تا پر کشم ، به باغ غمت - رها در کهکشانها
به سوی آسمانها
نـام و یـاد خـدا آرامبخش دلهـاست